أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
376
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
را به رسم قراولى به طريق استعجال فرستاده نواحى بخارا را تاخت مىكنند و اين واقعه چون معروض ايستادگان عتبهء عليّهء بابرى مىگردد توقّف را توقيف نموده عما قريب به همراهى بعضى از لشكريان كه حاضر بودهاند دليرانه حزم پس پشت توجّه و عزم كرده مركب سرعت را به راه بخارا چون نسر طاير گردوننورد مىسازد . و هرچند امراى كار ديده مانند محمد مزيد ترخان و غير او به زبان دولتخواهى معروض مىدارند كه ، از دشمن بىحساب بودن لايق طريقهء سلطنت نيست و اين مردم تا اين نوبت مهمّ خود را از لشكر و يراق و تاكيد وفاق و اتّفاق مضبوط نسازند و پرتو توجّه بر ساحت اين ملك نمىاندازند پادشاه مومى اليه از روى جرأت جبلّى و تهوّر فطرى از روش تدبّر دور افتاده ، عنان يكران به جانب بخارا منعطف [ 483 ] مىسازد و چون بىمواسا و مدارا رايت ابر سعادتش سايه بر سر مردم نواحى بخارا مىاندازد مسموع مىگردد كه خانان دو سه كوچ پس نشستهاند و مردم از مزاحمت اتباع ايشان باز رسته سرعت سير را موجب خير دانسته ، بىتحاشى با اندك مردمى كه رسيدهاند از عقب متوجّه مىگردد . و چون دو منزل طىّ كردهاند گرد عظيم ظاهر شده عبيد اللّه خان و جانى بيك سلطان و محمّد تيمور خان با لشكر آسمان كران صف قتال و جدال آراسته و به قوّت جرأت از زمين عجز برخاسته تيغهاى كين آخته و علم حرب و مقاتله افراخته ، جبّه و كجيم بر تن مرد نبرد و اسبان گردوننورد مرتب ساخته مىرسند . و حضرت بابر پادشاه به عون عنايت إله با فرقهء اندك در آن رزمگاه دست به تيغ آبدار و پيكان جوشنگذار برده ، آن مقدار سوار را از پشت اسب به خاك ادبار مىاندازد كه زياده بر آن از آمد شد آن مقدار تيغ و سنان ممكن نيست . و همچنين لشكر سلاطين خشم و كين ايّام سابق را به خاطر آورده داد مردمافكنى مىدهند و بعد از دار و گير بسيار صرصر انهزام بر پرچم علم بابرى وزيده روى مراجعت به جانب بخارا نهاده ، بعد از دخول آنجا را نيز جهت توقّف به نظر قبول درنمىآرند و علم توجّه به جانب سمرقند افراشته و آغروق را برداشته عازم حصار شادمان گشته كس نزد بيرام بيك والى بلخ فرستاده از واقعه خبر داده استدعاى كمك [ 484 ] مىفرمايند . به آن جهت بيرام بيك ، امير سلطان محمد شيرازى را به رسم دوستنوازى و طريق